امروز می خوام مثل خیلی از دفعه های دیگه
یکی از شعر های خودمو اینجا بنویسم امیدوارم
خوشتون بیاد نظر هم یادتون نره از همگی هم ممنونم.
تو همونی که همیشه منتظر دیدنشم
همونی که همیشه تشنه بوییدنشم
سفره خالی دلمو پر از شقایق میکنی
توی موجا و بلا دستاتو قایق میکنی
همیشه مرحم روی زخمام میذاری
همیشه برام خنده رو سوغات میاری
نکنه یه وقت بری و تنهام بذاری
نکنه دور بشی و غصه برام جا بذاری
اگه تنهام بذاری آیینه ها سیاه می شن
مهتاب از شبام میره ستاره ها کور می شن
می خوام اینجا بمونی همیشه حاضر تو باشی
واسه من گل سر سبد دشت شقایق تو باشی
من می خوامت " " فریاد میزنم تا همه دنیا بدونند
راستی تو هم منو می خوای تا بگم همه دنیا بدونند
من که می خوامت تو چی " بگو تا فریاد بزنم
عشق تو موندن تو پیش همه داد بزنم
حالا من منتظرم منتظر صدای ناز تو
صدای قشنگ و مهربون و پر رمز و راز تو ....................
با تمام وجود تقدیم به عشق عزیز تر از جانم شیدا



